غياث الدين بن همام الدين حسينى ( خواند مير )
151
مآثر الملوك ( به ضميمه خاتمه خلاصة الأخبار وقانون همايونى ) ( فارسى )
ساير برادران متابعت او مىكردند . و تولى خان امير اردوى چنگيز خان بود و او را « الغ نويان » مىگفتند . اوگداى قاآن خانى عدالت شعار و خاقانى فرخنده اطوار سخاوت دثار بود . با مسلمانان محبت مىورزيد و دربارهء ايشان اصناف الطاف به تقديم مىرسانيد چنانچه گويند كه روزى قبچاقى مسلمانى را گرفته به درگاه قاآن آورده گفت اين شخص به خلاف حكم شما گوسفندى خريده و به خانه برده و در سراى را بسته كارد بر حلق آن راند و من در بام خانهء او كمين كرده اين حال را مشاهده نمودم . چون اين سخن به عرض قاآن رسيد گفت كه مسلمان ، ياساى ما را رعايت نموده كه در خانه را بسته در خفيه به ذبح گوسفند پرداخته و تو ترك ياسا كردهاى كه به بام خانهء او رفتهاى . و فرمود تا مسلمان را رها كنند و قبچاق را به قتل رسانند . و قاآن در ايام دولت خود كسان به خراسان فرستاد تا شهر هرات را كه در زمان آمدن چنگيز خان به ايران ويران شده بود به حال عمارت بازآوردند و در قراقرم قصرى راسخة البنيان رفيع الاركان بنا فرمود و فرمود تا سقف و جدار آن را به صور بديع و نقوش غريب زيب و زينت دادند . بعد از فوت اوگداى قاآن پسرش گيوك خان فرمانفرماى جهانيان شد و چون زمان اقبال گيوك خان به سرآمد منگوقاآن بن تولى خان قائم مقام گشت . منگوقاآن به صفت نصفت و عدالت اتصاف داشت و همواره همت بر تقويت شريعت محمدى مىگماشت و در ايام دولت خود سادات عظام و علماى اعلام و مشايخ كرام را از مؤونات و تكاليف ديوانى معاف و مرفوع القلم ساخت ، و به همين منوال به حال دانشمندان نصارى و پيران هر طايفه و عجزهء هر طبقه پرداخت اما از جماعت يهود ، كسى را رعايت نكرد . به يمن اهتمام او احوال اكثر خلايق روى به انتظام آورد . رفتن هلاگو خان از توران به ايران و استيصال ملاحدهء بىايمان و واقعهء بغداد در ايام دولت و سلطنت منگوقاآن روى نمود . و مادر منگوقاآن كه ضعيفهء خيرهء عادلهء عاقلهاى بود در ايام دولت پسر ، هزار بالش نقره « 1 » به بخارا فرستاد تا مدرسهاى بنا نمودند و مستقلات خريده بر آن بقعه وقف
--> ( 1 ) . واحد مقياس بوده معادل هشت درم و دو دانگ نقره يا دويست دينار ( فرهنگ فارسى معين ) .